تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل. ...!
یه عمری تو این مملکت حرف عشق و عاشقی بوده و ان شاء الله هست. ...!
اما یه نگاه به دور و برمون بکنیم ببینیم چه خبره. ...!
بعد از این همه عشق های زیبا، لیلی و مجنون، ویس و رامین، شیرین و فرهاد، یوسف و ذلیخا، عذرا و وامق و ...
حالا کار به جایی میرسه که تمام هنرمون این شده که شرح جدایی بکنیم، و از اون لذت ببریم. ...!
جرم تیتر اجتماع ما بشه و براش کف بزنیم(کنیم). ...!
هیچ حرف و هنری نداریم و هیچ زیبایی تو این عالم وجود نداره که جدایی و شرح اون داره. ...!
آره وقتی رنگمون رنگ خدا نیست و فرق بین طلا و مس رو نمی دونیم اون وقته که جرم رواج پیدا می کنه و جدایی باب میشه !
ارسال شده توسط :
مهدی بهاری راد
ادامه مطلب